آن چشم ها هنوز رهایم نمیکنند...

من دفتری پراز غزلم،پرازترانه ام...

لبهایت عاشقانه هجایم نمیکند...

آغازگام های غزل ساز تو،چرا...

ازانحنای کوچه صدایم نمیکند...

من زخمی هزارزبان تفضلم

آن دستهای گرم دوایم نمیکند...

آن خاطرات گمشده درذهن بادها

یک لحظه بی تو،ازتو جدایم نمیکند...

آن چشم ها که عامل ویرانی منند....

یک قطره گریه نیز برایم نمیکنند...

آن چشم هاهنوزرهایم نمیکنند...

فکری به حال دغدغه هایم نمیکنند...

/ 0 نظر / 27 بازدید