نازنین تنها

نازنین تنها
ورود شما به نازنین تنها را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا
تبلیغات



دانلود آهنگ جدید مصطفی پاشایی با تو

 

 

  • دانلود آهنگ جدید مصطفی پاشایی با تو

    دانلود آهنگ جدید مصطفی پاشایی با تو

    امشب آهنگی دیگر از صبا موزیک ، ترانه با تو با صدای مصطفی پاشایی همراه با تکست آهنگ و کیفیت اصلی

    ترانه سرا و موزیک : بابک بابایی / تنظیم ، میکس و مستر : شهراد امیدوار

    Download New Music Mostafa Pashaei Called Ba To With TextAnd Direct Links

    pashaei mostafa دانلود آهنگ جدید مصطفی پاشایی با تو

    متن آهنگ با تو مصطفی پاشایی

    دلم ریخت وقتی که گفتی دوست دارم دلم ریخت
    نه دست خودم نیست همونجا که تو رو دیدم دلم ریخت
    عادت نیست این دفعه دیگه شک ندارم عادت نیست
    به خدا راحت نیست دلم با هیشکی مثل تو راحت نیست
    بعد از این فقط با تو میمونم و نمیگیره کسی جاتو
    مگه دیگه یادم میره اون حرفاتو
    بده دستاتو
    بعد از این فقط با تو میمونم و نمیگیره کسی جاتو
    مگه دیگه یادم میره اون حرفاتو
    بده دستاتو
    تو بهترین حالت عشقم با تو این روزا
    تو بهترین عادت من شو توی این دنیا
    فقط از خدا میخوام که بمونی تو کنارم
    آخه من بجز تو هیشکی رو تو دنیا ندارم
    بعد از این فقط با تو میمونم و نمیگیره کسی جاتو
    مگه دیگه یادم میره اون حرفاتو بده دستاتو
    بعد از این فقط با تو میمونم و نمیگیره کسی جاتو
    مگه دیگه یادم میره اون حرفاتو بده دستاتو

    مصطفی پاشایی با تو

    منبع : دانلود آهنگ جدید مصطفی پاشایی با تو


تاريخ : پنجشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳٩٦ ساعت: ٤:۳٠ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها :



دانلود فیلم آموزش و معرفی رتوپولوژی • علم نوین

 

 

  • دانلود فیلم آموزش و معرفی رتوپولوژی • علم نوین

    برای دانلود، به روی عبارت “دانلود فایل” کلیک کنید و منتظر بمانید تا پنجره مربوطه ظاهر شود سپس محل ذخیره شدن فایل را انتخاب کنید و منتظر بمانید تا دانلود تمام شود.

    اگر نرم افزار مدیریت دانلود ندارید، پیشنهاد می شود برای دانلود فایل ها حتماً از یک نرم افزار مدیریت دانلود و مخصوصاً internet download manager استفاده کنید.

    در صورت بروز مشکل در دانلود فایل ها تنها کافی است در آخر لینک دانلود فایل یک علامت سوال ? قرار دهید تا فایل به راحتی دانلود شود.

    فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از نرم افزار Winrar و یا مشابه آن استفاده کنید.

    کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.downloadha.com می باشد. تمامی حروف را میبایستی به صورت کوچک تایپ کنید و در هنگام تایپ به وضعیت EN/FA کیبورد خود توجه داشته باشید همچنین بهتر است کلمه رمز را تایپ کنید و از Copy-Paste آن بپرهیزید.

    چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، در صورتی که کلمه رمز را درست وارد کرده باشید. فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید. البته فایل های حجیم دارای قابلیت ریکاوری هستند که با استفاده از نرم افزار Winrar وارد منو Tools شوید و گزینه Repair را انتخاب کنید تا مشکل فایل دانلود شده حل شود.

    فایل های کرک به دلیل ماهیت عملکرد در هنگام استفاده ممکن است توسط آنتی ویروس ها به عنوان فایل خطرناک شناسایی شوند در این گونه مواقع به صورت موقت آنتی ویروس خود را غیر فعال کنید.

    منبع

    تاریخ : ۱۳۹۶/۰۱/۳

    نویسنده: admin


تاريخ : پنجشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳٩٦ ساعت: ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها :



پیش‌بینی افزایش روزانه مسافران نوروزی پایانه مرزی بیله‌سوار به ۱۰ هزار نفر/ کاهش محسوس تلفات جاده‌ای در محورهای اردبیل • قدرت دانش آموز

 

 

  • پیش‌بینی افزایش روزانه مسافران نوروزی پایانه مرزی بیله‌سوار به ۱۰ هزار نفر/ کاهش محسوس تلفات جاده‌ای در محورهای اردبیل • قدرت دانش آموز

    علی رحمتی، مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان اردبیل در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی عنوان کرد: در آستانه نوروز ۹۶ عملیات شست‌وشوی علایم، اصلاح حفاظ‌های ایمنی، اصلاح افتادگی شانه‌ها، آزادسازی و پاکسازی حریم راه‌ها و اجرای خط‌کشی راه‌ها انجام شده است. همچنین لکه‌گیری ضروری و آسفالت جاده‌ها و نظافت راهدارخانه‌ها انجام شده  و پایگاه‌های امدادخودرو در تمام محورهای اصلی استان مستقر شده‌اند.

    رحمتی همچنین به اعمال محدودیت نوروزی ترافیک در محورهای اردبیل اشاره کرد و گفت: تردد تریلر و کامیون از ساعت ۸ تا ۲۴ روزهای ۲۶ تا ۳۰ اسفند محورهای اردبیل-آستارا و آستارا-سرچم همچنین از ساعت ۸ تا ۲۴ روزهای ۱۱ و ۱۲ فروردین در محورهای اردبیل-خلخال و اردبیل-سراب محدود است.

    مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای اردبیل با بیان اینکه  این استان رتبه نخست کشوری را در کاهش تلفات جاده‌ای سال ۹۴ کسب کرده است، افزود: سال ۹۴ نسبت به سال ۹۳ با کاهش ۱۵.۴ درصدی تلفات جاده‌ای و رسیدن آن با ۲۹ نفر کاهش به ۱۵۹ نفر مواجه شدیم و در ۱۰ ماه نخست سال ۹۵ نیز به کاهش تلفات جاده‌ای به میزان ۴.۳ درصد رسیدیم.

    وی گفت: اکنون متوسط جابه جایی مسافر در پایانه مرزی بیله‌سوار ۲۳۰۰ نفر است که پیش‌بینی می‌شود با تمهیداتی چون افزایش گیت و بالابردن ساعات ورود و خروج به ۱۰ هزار نفر برسد.

    رحمتی عنوان کرد: عملیات راهداری نوروزی با ۴۱۱ نیروی انسانی و ۲۲۹ دستگاه ماشین‌آلات انجام می‌شود و ۱۲ راهدارخانه نیز آماده خدمت‌رسانی شده‌اند.

    مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای اردبیل گفت: جابه‌جایی مسافران نوروزی استان اردبیل با بیش از ۱۲۰۰ دستگاه ناوگان حمل و نقل عمومی شامل ۳۹۰ اتوبوس با میانگین عمر ۱۰.۷۶ سال، ۲۱۶ مینی‌بوس با عمر متوسط ۲۳.۸ سال و ۶۱۰ خودروی سواری با عمر متوسط ۹.۹۸ سال انجام می‌شود.


تاريخ : یکشنبه ٦ فروردین ،۱۳٩٦ ساعت: ۱:۱٥ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها :



به ذهن خطرناک‌ترین مرد آمریکا خوش آمدید!

 

 

  • به ذهن خطرناک‌ترین مرد آمریکا خوش آمدید!

    حصاریا| آیا دونالد ترامپ دارد آمریکا را به سمت حکومتی خودکامه هدایت می‌کند؟ از اولین هفته‌های ریاست‌جمهوری‌اش به نظر می‌رسد هدفش همین است. ترامپ به ایده‌های استراتژیست ارشدش “استیو بنن” به‌دقت عمل می‌کند که او را خطرناک‌ترین مرد در آمریکا تبدیل کرده است.

    به گزارش حصاریا به نقل از اشپیگل،
    افرادی که تمایل دارند بدانند دنیا در حال حاضر با چه چیزهایی دست‌وپنجه نرم می‌کند، باید بدانند استیو بنن چگونه می‌اندیشد. مردی فربه با سری پر از مو در ۶۲ سالگی، نگاهی روشن و هوشیار که آن‌قدر لب‌هایش را به هم‌ فشار می‌دهد که دیگر قابل‌دیدن نیستند: با مبارزان خیابانی بی‌شباهت نیست. حالا که در کاخ سفید کار می‌کند، کت‌وشلوار می‌پوشد. درگذشته دوست داشت نارضایتی‌اش از واشنگتنِ پاستوریزه را با پوشیدن شلوارهای گشاد و پرسه زدن در خیابان‌های پایتخت با ظاهری ژولیده و ریش نتراشیده نشان دهد.

    در نوامبر ۲۰۱۳، مورخی به نام “رونالد رادوش” با بننِ مولتی میلیونر در خانه‌اش واقع در “کاپیتول هیل” دیدن کرد. آن‌ها مقابل عکسی از دختر بنن به نام “مورین” ایستادند: سربازی ارشد با یک مسلسل بر روی پایش که روی تاج‌وتختی طلا و متعلق به صدام حسین نشسته بود. در آن زمان بنن رئیس اجرایی هیئت‌مدیره سایت راست افراطی “برایبارت نیوز” بود و این دو درباره اهداف سیاسی بنن بحث می‌کردند. بنن با افتخار اعلام کرده بود: “من لنینیست هستم”.

    مورخ از این حرف شوکه شد و منظورش را پرسید. بنن پاسخ داد: “لنین می‌خواست کشور را نابود کند، هدف من هم همین است. می‌خواهم تمام تأسیسات مدرن و امروزی را نابود کنم.” منظورش حزب دموکرات، رسانه‌ها و همچنین، حزب جمهوری‌خواه بود.

    رادوش درباره این ملاقات در وب‌سایت خبری “دیلی بیست” مطلب نوشت و اندکی بعد، نزدیکان بنن از تاریکی بیرون آمدند تا آنچه از او می دانند را به اشتراک بگذارند. “جولیا جونز” همکار قدیمی او در هالیوود گفت: “استیو یک نظامی قوی و عاشق جنگ است. جنگ برایش همانند شعر است.” خانم جونز گفت سرتاسر خانه او کتاب‌هایی درباره جنگ‌دیده  می‌شود. “او سالیان سال این کتاب‌ها را مطالعه کرده. از یونان تا رم… تمام نبردها در تمام جنگ‌ها. هرگز کوتاه نیایید، هرگز معذرت‌خواهی نکنید و هرگز ضعف نشان ندهید.”

    جونز می‌گوید کتاب موردعلاقه بنن “هنر جنگ” از نویسنده چینی “سان تزو” است (نوشته‌شده حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد). دیگر کتاب موردعلاقه‌اش، کتاب هندوی “بهگود گیتا” است. این کتاب درباره نبردی آخرالزمانی است که در آن یک شاهزاده برای به دست آوردن مجدد پادشاهی‌اش تلاش می‌کند. “کریشنا” (یکی از خدایان هند) به شاهزاده در رویارویی با ضعف‌ها و وسوسه‌هایش کمک می‌کند و سپس او را سوار بر ارابه به میدان نبرد می‌فرستد.

    ترامپ و بنن در رویای استبداد

    “استیو بنن”

    مسائل جنگ و صلح
    دوشنبه گذشته، دونالد ترامپ باری دیگر بنن را ارتقا داد. رئیس سابق برایبارت نیوز، کار خود را به‌عنوان مدیر ستاد انتخاباتی ترامپ آغاز کرد و سپس به استراتژیست ارشد کاخ سفید تبدیل شد. اکنون او را به‌عنوان عضو دائم شورای امنیت ملی انتخاب کرده‌اند. یکی از نزدیکان سابق بنن می‌گوید: “این بدترین اتفاقی است که می‌توانست رخ دهد.” این گروه علاوه بر دست داشت در جنبه‌های مهم ملی، در مسائل مربوط به جنگ و صلح نیز نقش دارد.

    درست چند ماه پیش بنن پیش‌بینی کرد: ” پنج تا ده سال آینده به جنگ دریای جنوبی چین می‌رویم. شکی در آن نیست.” جنگ با چین که یک قدرت هسته‌ای است! همچنین، بنن ادعا کرده جنگ دیگری نیز شعله‌ور خواهد شد؛ این بار در خاورمیانه.

    انتصاب بنن در شورای امنیت ملی یکی از رادیکال‌ترین تصمیم‌های روزهای اخیر بود که آمریکا و سایر جهان را تغییر خواهد داد.

    از بیستم ژانویه، ترامپ و بنن حملات خود به نهادهای دموکرات را آغاز کرده‌اند. ترامپ حلقه بسیار کوچکی از نزدیکان دارد و با کمکشان انقلابی را آغاز کرده است. هدف این است که آمریکا دوباره همانند گذشته بزرگ و قدرتمند شود؛ زمانی که مرزهای بیشتری وجود داشت، زنان فرمان‌بردار بودند، کشور قوی بود و دیگر ملل از آن می‌ترسیدند.

    این “آمریکای قدیمیِ جدید” در دو هفته گذشته به شکل نگران‌کننده‌ای در حال شکل‌گیری است. ترامپ نه سعی دارد ابتکارهای خود را ترویج دهد و نه مردم را به قبولِ مسیر سیاسی‌اش ترغیب کند. در عوض، مانند دیکتاتورها و خودکامه‌ها حکومت می‌کند. با این کار آمریکا را نا متحدتر می‌کند. در دور بعدی نبرد، دیگر اخبار جعلی، تغییر حقایق و دروغ‌های ترامپی مرکزیت ندارند؛ بلکه عمل‌گرایی سیاسی و ناسیونالیسم مطلق در رأس کار خواهند بود.

    ترامپ دارد دقیقاً همان‌طور که بنن می‌خواست عمل می‌کند. اکنون‌که در قدرت است، نقش یک تخریبگر را دنبال می‌کند. شأن دفتر ریاست جمهوری برایش ارزشی ندارد و از روز اول با پیام‌های توییتری و رفتار خشن آن را خراب کرد. با کمک دایره کوچکی از مشاوران اطرافش، حکم‌های ریاست‌جمهوری‌اش را یکی پس از دیگری صادر کرد: ازجمله ساختن دیوار در مرز مکزیک و ممنوعیت ورود هفت‌کشور عمدتاً مسلمان. این تصمیم اعتراضات خشمگینی را در آمریکا و سراسر جهان در پی داشت. همچنین دیدگاه جهان نسبت به آمریکا را تیره‌وتار کرد.

    ترامپ و بنن در رویای استبداد

    “مرگ بر رئیس جمهور بنن!”

    انعطافِ دموکراسی آمریکا
    ترامپ گفت شکنجه “قطعاً” جواب می‌دهد. او در تماسی تلفنی رئیس‌جمهور مکزیک را تهدید کرد که اگر برای جلوگیری از ورود موج “افراد بد” به آمریکا کاری نکند، نیروهای نظامی را به آنجا می‌فرستد. بر سر سیاست‌های پناه‌جویی با نخست‌وزیر استرالیا دعوا کرد. به نظر می‌رسد قصد دارد از توافق پاریس برای بحران آب‌وهوا خارج شود و با چین دعوا راه بیندازد. افرادش به اتحادیه اروپا و به‌خصوص آلمان حمله کردند. اوضاع دارد بسیار خطرناک می‌شود. از زمان ورود به کاخ سفید، مانند یک طوفان به سیاست‌های جهانی حمله کرده که خیلی شبیه به آنچه بنن در ذهن داشت است.

    مسائل و چیزهای زیادی درخطر هستند. ریاست جمهوری او سؤال‌های زیادی درباره انعطافِ دموکراسی آمریکا و نهادهایش ایجاد می‌کند و میزان قدرت رئیس‌جمهور در قانون اساسی آمریکا به آزمایش گذاشته می‌شود. و مشخص می‌شود که آیا آمریکا به‌عنوان مدل دموکراسی جهان، تا چه حد مستعد ابتلا به استبداد جدیدِ قرن بیست و یکم است.

    در این نبرد، بنن است که افسار همه‌چیز را در دست دارد. پس از انتخابات، بسیاری از افراد امیدوار بودند مایک پنس بتواند از پشت پرده اوضاع را کنترل کند و شرایط خیلی هم فاجعه‌آمیز نشود. اکنون واضح است که آن افراد تنها خودشان را گول‌زده‌اند. فعلاً استراتژیست ارشد کاخ سفید استیو بنن است و قدرتش از رئیس رسمی ستاد “رینس پریباس” نیز بیشتر است. برخی از تظاهرکنندگان در نیویورک و واشنگتن این شعار را در دست داشتند: “رئیس‌جمهور “بنن” استیضاح شود”.

    افزایش قدرت بنن از یک لحاظ دیگر نیز نگران‌کننده است: حضور او در اتاق شرایط اضطراریِ کاخ سفید با سیاست دیرینه‌ی آمریکا دور نگاه‌داشتن استراتژیست های سیاسی از امور امنیتی کشور، در مغایرت است. ترامپ این مرز جداکننده را برداشت. علاوه بر این قدمی فراتر گذاشت و دو نفر از کارشناسان را همزمان از عضویت کامل در شورا حذف کرد: رئیس شورای امنیت ملی و رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا.

    ترامپ و بنن در رویای استبداد

    دونالد ترامپ “نیل گرساج” محافظه کار
    را به عنوان عضو نهم دیوان عالی آمریکا و جایگزین آنتونین اسکالیا پیشنهاد داد
    .

    هفته‌ی جنون‌آمیز
    “سوزان رایس” سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد، این اقدام ترامپ را “احمقانه و جنون‌آمیز” خواند. سپس به کنایه گفت: “مگر کسی هم به مشاوره نظامی و اطلاعاتی برای تصمیم‌گیری درباره داعش، سوریه، افغانستان و کره شمالی نیاز دارد؟”

    علاوه بر بنن، “استفن میلر” مشاور سیاسی رئیس‌جمهور، یکی دیگر از اعضای غیررسمی کابینه اوست. اگر ترامپ به ریاست جمهوری نمی‌رسید، مسیرهای شغلی میلر و بنن کاملاً نامعلوم باقی می‌ماند. اما ارتقای شغلی بنن از یک رسانه‌ی راست‌گرا هرچقدر هم که غیرقابل‌باور باشد، باز هم به پای میلر نمی‌رسد.

    یک روز در جریان مبارزات انتخاباتی در فلوریدا، ترامپ میلر را بر روی صحنه فرستاد تا سخنرانی اولیه را انجام دهد. احتمالاً کاملاً شانسی بود، اما این مرد با صورت دراز و ابروهای بلند آن‌قدر خوب سخنرانی کرد که از آن روز به بعد از سایه خارج و به یکی از اعضای کلیدیِ ستاد تبدیل شد. در ماه‌های بعد، میلر از میان هزاران نفر فعال در ستاد، به یکی از نزدیک‌ترین و وفادارترین یاران ترامپ تبدیل شد. اکنون در سن سی‌ویک‌سالگی، یکی از قدرتمندترین موقعیت‌ها را در آمریکا دارد.

    اما از منظر بسیاری از ناظران، شیوه‌ی سخنرانی میلر ترسناک بود. میلر مردم را با اهریمن خواندن سران کشور تحریک می‌کرد و می‌گفت آن‌ها علیه مردم معمولی عمل می‌کنند. سران کشور را مسئول مرزهای باز، توافق‌های تجارت آزاد و کاهش طبقه متوسط به طبقه ضعیف دانست؛ سه حیطه‌ای که دیدگاه‌های میلر، بنن و ترامپ را به هم متصل می‌کند.

    میلر از خانواده‌ای لیبرال در کالیفرنیا است. او زندگی حرفه‌ای‌اش را از سنا و به‌عنوان یکی از کارکنان تازه‌وارد برای سناتور محافظه‌کار “جف سشنز” آغاز کرد که اکنون برخلاف موج قابل‌توجه اعتراض‌ها، دادستان کل ترامپ شده است. اکنون این جوان سی‌ویک‌ساله باتجربه سیاسی بسیار کم، به یکی از قدرتمندترین افراد کشور تبدیل‌شده است.

    البته واضح است که دیکتاتورها بیش از هر چیز برای وفاداری ارزش قائل هستند و دیکتاتورهای باهوش افراد وفادار به خود را ارتقا داده و در سمت‌های کلیدی قرار می‌دهند. اختلاف در حلقه درونی و نشان دادن علاقه به یک فرد و سپس به فردی دیگر، یکی دیگر از خصوصیات قدیمیِ دیکتاتورها است.

    ترامپ و بنن در رویای استبداد

    “جرالد کوشنر”

    مأموریت روشن
    مراکز قدرت در دولت ترامپ علیه یکدیگر می‌جنگند: بنن، میلر و داماد ترامپ “جارد کوشنر” که برخی عقیده دارند نسبت به بقیه اندکی میانه‌رو است. سخنگوی سابق ترامپ و یکی از مشاوران ویژه‌اش “کلیان کانوی” نیز بخشی از توطئه هستند
     شخص بعدی، رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا “مایکل فلین” است که اکنون نقش مشاور امنیتی ترامپ را بر عهده دارد و برای روابط حسنه با روسیه تلاش می‌کند.

    ترکیب کاخ سفیدِ ترامپ این‌گونه است که همزمان با آشوب و هرج‌ومرج، هدف روشنی را دنبال می‌کند: ایجاد تغییرات اساسی و افراطی در آمریکا. اعضای حاضر در کاخ سفید جمهوری‌خواه نیستند، بلکه “ترامپیسم” هستند. محافظه‌کار هم نیستند، بلکه ناسیونالیست هستند. بنن ایدئولوگ آن‌هاست. بنن باهوش‌ترین و درعین‌حال خطرناک‌ترین آن‌هاست.

    گفته می‌شود بنن با کمک میلر، سخنرانی مراسم تحلیف ترامپ را نوشتند. تنفر از جریان فعلی، شعار “اول آمریکا”، وعده برای برگرداندن قدرت به مردم و طبقه کارگر، همه رد پایی از عقاید سنتی بنن را در خود دارند.

    بنن از خانواده‌ی مهاجر ایرلندی است و پدرش در یک شرکت تلفن کار می‌کرد. اما بنن توانست خود را بالا بکشد. او به‌عنوان افسر دریکی از ناوشکن‌های نیروی دریایی خدمت کرد و سپس در شرکت “گلدمن ساکس” بانکدار سرمایه‌گذار شد. میلیون‌ها دلار ثروت به دست آورد و سپس علیه سیستمی شد که او را میلیونر کرده بود. به وب‌سایت خبری جناح راستی “برایبارت نیوز” پیوست.

    از سال ۲۰۱۲ کار خود را در وب‌سایت آغاز کرد. قبل از اینکه بتواند به لطف ترامپ به قدرت برسد، از اخبار احساسی استفاده می‌کرد تا وب‌سایتش را به سخنگوی جنبش “تی پارتی” و جناح راست افراطی تبدیل کند.

    بنن ترامپ را برجسته کرد و او را به کاخ سفید فرستاد. حالا ترامپ در حال اجرایی کردن نقشه‌های بنن است. در ماه نوامبر، سایت خبری Buzzfeed ویدئویی ۵۰ دقیقه‌ای از بنن را منتشر کرد که در سال ۲۰۱۴ گرفته‌شده بود و دیدگاه روشنی از جهان‌بینی بنن به ما می‌دهد. این ویدئو از کنفرانسی در واتیکان با حضور نمایندگان راستِ مذهبی در اروپا است. بنن که یک کاتولیک است، از طریق اسکایپ سخنرانی کرد.

    بنن این‌گونه آغاز کرد: “دقیقاً ۱۰۰ سال پیش، ترور “سارایوو آرشیدوک” شعله جنگ جهانی اول را روشن کرد. تا آن زمان در جهان صلح مطلق برقرار بود. تجارت، جهانی‌سازی و انتقال فن‌آوری در جهان برقرار بود… اما هفت هفته بعد، فکر می‌کنم حدود پنج میلیون مرد در لباس‌های نظامی بودند و در عرض ۳۰ روز، بیش از یک‌میلیون نفر کشته و زخمی شدند.”

    او سخنانش را ادامه داد تا بگوید دنیا باری دیگر در چنین نقطه‌ای قرار دارد: “در مراحل ابتدایی درگیری‌های خشن و خونین هستیم”. او “بحران کلیساها، بحران عقیدتی، بحران غرب و بحران سرمایه‌داری” را مقصر این مسئله دانست.

    بنن درباره سیستم “رفاقت در سرمایه‌داری” توضیح داد که در آن سران هرروز پولدارتر می‌شوند. او توضیح داد که این چیزها را از تجربیات گذشته‌اش می‌داند و نیاز مبرمی به رنسانسِ “سرمایه‌داری روشن” میان یهودیان و مسیحیان غرب وجود دارد و باید شرکت‌هایی وجود داشته باشند که برای همه شغل و رفاه ایجاد می‌کنند. او گفت دومین خطر، از سکولاریزاسیون جامعه ناشی می‌شود. گفت که وب‌سایت برایبارت نیوز صدای جنبش ضد سقط‌جنین و حمایت از ازدواج سنتی است.

    نیازی به “گوبلس” نیست
    بنن از صفحه‌نمایش کامپیوتر به موعظه خود ادامه داد و سومین خطر را اسلام معرفی کرد. “ما با فاشیسم افراطی اسلام در جنگی تمام‌عیار هستیم.” اما هشدار داد که این جنگ “آن‌قدر سریع گسترش می‌یابد که دولت‌ها نمی‌توانند با آن مقابله کنند.”

    گفت اکنون به “شورشی پوپولیستی” نیاز است تا همزمان با وال‌استریت و اسلام مبارزه کند؛ چیزی مانند جنبشتی پارتی که از جناح راست بریتانیا “UKIP”  الهام گرفته است. بنن حزب جمهوری‌خواه آمریکا را مجموعه‌ای از “رفقای سرمایه‌دار” توصیف کرد.

    یک اتحادیه بین‌المللی که از سران حاضر متنفرند و دشمنی مشترک دارند؛ فقط این بار یهودیان جای خود را به مسلمانان داده‌اند. تمام این‌ها بنن و ترامپ را همانند دو فاشیست جلوه می‌دهد. اما آیا آن‌ها واقعاً فاشیست هستند؟

    اهداف و ابزارهای دنیای امروز با گذشته متفاوت است. دیگر نیازی به توده‌هایی از مردم بالباس‌های قهوه‌ای یا شخصی مانند “گوبلس” نیست. امروزه توده‌های مردم در اینترنت هستند، برایبارت نیوز می‌خوانند و ترامپ را در توییتر دنبال می‌کنند. تظاهرات دنیای امروزی شیوه‌ی مدرن دارد و حتی ایدئولوژی نیز مدرن شده است. اما به نظر می‌رسد نگرش‌ها به دنبال یک رنسانس هستند.

    “دیوید فروم” سخنران نویس سابق در دولت جورج دبلیو بوش هشدار داد که ترامپ می‌تواند آمریکا را به یک دیکتاتوری تبدیل کند، اما مدل این دیکتاتوری بیشتر شبیه به “ویکتور اوربان” در مجارستان خواهد بود تا آدولف هیتلر. مجارستان هنوز هم انتخابات آزاد دارد، اما “کاملاً عادلانه” نیستند. فروم نوشت که “مجارستان رفته‌رفته آزادی خود را از دست می‌دهد” و اینکه این تغییر “بدون خشونت و خیلی آرام و بدون جنجال” ایجادشده است.

    او در مقاله‌اش نوشت اعضای اپوزیسیون مجارستان اعدام نمی‌شوند، بلکه تأثیر و نفوذشان خنثی می‌شود. ترامپ ممکن است مردان و زنان “بله‌قربان‌گو” را به خدمت بگیرد و انتقاد منتقدان را بی‌اثر کند. همچنین ممکن است به دلیل حضورش در دولت ثروتمندتر شود. ترامپ از رسانه‌ها متنفر است و حقیقت را وارونه جلوه می‌دهد. فروم در مقاله‌اش نوشت: “آن دسته از شهروندانی که برای از بین بردن استبداد به کمک ترکیبات درونی خیال‌بافی می‌کنند، هرگز درک نکرده‌اند که چقدر “آزادی” در یک دولت بوروکراتیک مدرن درخطر است. البته نه با دستورهای آمرانه و خشن، بلکه با فرآیند آهسته‌ی فساد و فریب.”

    ترامپ و بنن در رویای استبداد

    مثلاً “هوگو چاوز”
    آنچه مردم آن را “دموکراسی لیبرال” می‌خوانند، در بسیاری از نقاط جهان در حال بازگشت است. این ایده یک دموکراسی استبدادی را نشان می‌دهد که در آن رهبر کشور تقریباً آزادانه انتخاب‌شده، اما حقوق مدنی و اساسی مردم محدود است، انتقال قدرت به‌دشواری صورت می‌گیرد، از اقلیت‌ها حمایت نمی‌شود و تقسیم قدرت به‌طور جزئی یا به‌طورکلی از میان می‌رود.

    این پدیده‌ای است که در روسیه و ترکیه و کشورهای آمریکای لاتین مانند ونزوئلا دیده‌شده است. در آنجا، رئیس‌جمهور سابق “هوگو چاوز” از روش‌های حکمرانی‌ای استفاده می‌کرد که در ترامپ نیز دیده می‌شود. چاوز در برنامه‌های هفتگی تلویزیون وزرایی که به خواسته‌هایش عمل نمی‌کردند را اخراج می‌کرد، به خانواده‌های فقیر خانه هدیه می‌داد و به مخالفانش توهین می‌کرد.

    اما آیا واقعاً ممکن است دموکراسی‌های لیبرال غرب با چنین شیوه‌های حکومتی آلوده شوند؟ “شادی حمید” دانشمند سیاسی که بر روی جنبش‌های اسلام‌گرا و دموکراسی لیبرال در خاورمیانه مطالعه کرده است، میان حامیان قومی- ناسیونالیست ترامپ و حامیان احزاب اسلامی در تونس و مصر شباهت‌هایی می‌بیند. مردم این کشورها نیز به‌طور دوره‌ای و از طریق انتخابات، هر بار سیاستمدار جدیدی را به قدرت رسانده‌اند.

    آزمون بزرگ آمریکا
    انرژی مخرب جنبش ترامپ می‌تواند بزرگ‌ترین آزمون برای آمریکا باشد: کشوری که در آن قدرت‌های لیبرال آن‌قدر سازمان‌یافته‌اند که بدون مقاومت تسلیم نمی‌شوند. “اریک اشنایدرمن” دادستان کل ایالت نیویورک یکی از بی‌شمار افرادی است که زنگ خطر را به صدا درآورده و گفته “ترامپ برای نظم و قانون احترام قائل نیست. کشور با بحران مواجه است و معلوم نیست درنهایت به قانون اساسی احترام گذاشته می‌شود یا خیر.”

    اولین قربانی این بی‌توجهی به قانون، دستگاه‌های دولتی در واشنگتن هستند. هنوز چیزی نگذشته، ترامپ تمام نشانه‌های همتای پیشین خود در ساختار دولتی را محو کرده است. ترامپ فوراً دادستان کل را اخراج کرد زیرا ممنوعیت ورود اتباع هفت‌کشور به آمریکا را غیرقانونی می‌دانست.

    یکی از مقامات ارشد گفت: “هیچ‌کسی نمی‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد. سرنوشت اشخاص به‌تنهایی مهم نیست. نگرانی من درباره مسیر کشور است.” یکی دیگر از مقام‌های وزارت خارجه از وجدان درد صحبت کرد. “اکنون‌که کشور به بیراهه می‌رود، آیا تسلیم شدن کار درستی است؟ یا افراد باید ایستادگی کنند و آسیب را به حداقل برسانند؟”

    “کن گود” کارشناس امنیت داخلی دریکی از اندیشکده های واشنگتن سوءاستفاده ترامپ از قدرت را خطرناک می‌داند. او می‌گوید دولت جدید “به دنبال کاهش قدرت حوزه‌های اجرایی مانند شورای امنیت ملی است. می‌توان این موضوع را در اولین فرمان‌های اجرایی ترامپ به‌وضوح مشاهده کرد: گروه کوچکی از اطرافیان ترامپ و بنن تصمیم‌گیری می‌کنند و تمام دیگر اعضای اصلی دولت را حذف می‌کنند. آن‌ها حتی از محتوای فرمان جدید هم اطلاعی نداشتند. هرگز درگذشته رئیس‌جمهوری نداشتیم که خودش بخواهد دولت را دور بزند.”

    گود دلیل دیگری هم برای غیرقابل‌پیش‌بینی بودن ترامپ دارد: “بنن چشم‌انداز ویژه خود را دارد. او جهان‌بینی مشابه با داعش دارد، فقط در جهت عکس آن. برای بنن، همه‌چیز حول محور جنگ میان مسیحیان و مسلمانان می‌چرخد. او دارد خود را برای این جنگ و رویارویی آماده می‌کند.”

    تنها واشنگتن نیست که باید ترامپ و بنن را تحمل کند. اکنون دیگر کشورها نیز پس‌لرزه‌های انتقال قدرت را حس می‌کنند و مجبورند با شرایط ترامپ کنار بیایند.

    آیا جمهوری‌خواهان می‌توانند ترامپ را رام کنند؟
    به نظر می‌رسد تنها جمهوری‌خواهان در موقعیتی قرار دارند که بتوانند ترامپ را کنترل کنند و بسیاری از افراد حزب نگران این بیگانه هستند. اما بااین‌حال، حزب جمهوری‌خواه با ترامپ و بنن به یک پیروزی تاریخی دست‌یافت؛ آن‌هم درحالی‌که جمعیت شناسان پیش‌بینی می‌کردند به دلیل موج مهاجرت و تغییرات جمعیتی، دموکرات‌ها به اکثریتی دست خواهند یافت که تقریباً غلبه بر آن غیرممکن است. اما ترامپ و “مفیستوفل بنن” از این واقعیت استفاده کردند که تعداد زیادی از سفیدپوستان و رای دهندگان طبقه کارگر از دموکرات‌ها کناره‌گیری کرده و از ترامپ حمایت کردند.

    این تغییری بود که به ترامپ قدرت داد حزب جمهوری‌خواه را برباید. ایده‌های او و بنن با بسیاری از ارزش‌های ساختاری محافظه‌کاران در تضاد بود. اما حزب جمهوری‌خواه نه راه پس داشت و نه راه پیش. آن‌ها امیدوارند ترامپ بتواند دو تا از بزرگ‌ترین آرزوهایشان را ممکن کند: مقررات زدایی از صنعت و یک دادگاه عالی محافظه‌کار که چند دهه برپا باشد.

    علاوه بر این، بااینکه نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند ترامپ نامحبوب‌ترین رئیس‌جمهور در چندین دهه اخیر است، اما اساساً جمهوری‌خواهان از سیاست‌های لو حمایت می‌کنند. نتیجه این شد که حزب جمهوری‌خواه عملاً گروگانِ ترامپ شده است. حتی “پل رایان” رئیس مجلس نمایندگان نیز که در جریان مبارزات انتخاباتی با صراحت از ترامپ انتقاد می‌کرد، جرئت نکرد به سیاست‌های ضد- مسلمان ترامپ اعتراض کند.

    منبع: Spiedel
    ترجمه: گلناز یغمایی


تاريخ : جمعه ٢٢ بهمن ،۱۳٩٥ ساعت: ٩:٠٩ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها :



PC بازی - آیا این کمتر محبوب از کنسول بازی

 

 

  • PC بازی - آیا این کمتر محبوب از کنسول بازی

    بازی های PC، همانطور که می دانیم، محبوب کمتر از کنسول بازی نیست. این به این دلیل است که آن را با ابتلا به پیشرفت چه بازی کنسول در حال بهبود است. FPS، RTS، و آر پی جی برخی از ژانرهای محبوب بازی در رایانه های شخصی امروزه. و با اینترنت، انبوه چند نفره آنلاین نقش بازی بازی، و یا بیشتر مردم می دانم به عنوان MMORPG ها در حال ضربه هر PC به دلیل تعامل با دیگر بازیکنان انسان در داخل کشور و یا خارج از کشور.

    این نیز محبوب شدن بیشتر به دلیل استفاده گسترده از رایانه های شخصی، و آن است که در سایر نقاط جهان از کنسول های بازی، که گران تر و به راحتی در دسترس هستند برخی از کشورها در دسترس است. عنوان پیشرفت تکنولوژی، کامپیوتر و کنسول بازی واقعا نمی تواند اساس محبوبیت مقایسه شود، در برخی از راه زیرا مردم نقاط مختلف از نظر در تنظیمات بازی خود و با آنچه که آنها می توانید به اینکه به چه بازی که در حال بازی است.

    اما با در دسترس بودن رایانه های شخصی برای بسیاری از مردم، بیشتر استفاده از کامپیوتر برای بازی، بیشتر در بازی های آنلاین. این ترکیب تعامل انسان با بازی که باعث افزایش محبوبیت آن است. هر دو ویترین یک آرایه گسترده ای از بازی، و برخی از داشتن همان بازی برای هر دو کامپیوتر و کنسول های بازی. بنابراین آن را نمی تواند نتیجه گرفت که دیگر کمتر محبوب تر از دیگری است. به همین دلیل است که بسیاری از مردم واقعا نمی تواند بگوید که محبوب است، و اگر به این سوال که بازی های PC کمتر محبوب است، دوباره فکر کنید. بازی های PC عنوان محبوب دیگر کنسول در پیشرفت و تکنولوژی است.


تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩٥ ساعت: ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها :



دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی حست میکنم

 

 

  • دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی حست میکنم

     دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی حست میکنم با متن ترانه

    سوپرایز امشب صبا موزیک ،  دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی با نام حست میکنم با بهترین کیفیت

    ترانه و آهنگسازی: احمد سعیدی ؛ تنظیم: میلاد هاشمی

    Exclusive Song: Ahmad Saeedi – “Hesset Mikonam” Whit Text On Saba-Music

    heset دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی حست میکنم

    متن آهنگ احمد سعیدی با نام حست میکنم

    حرفات از صبح تا شب همش تو گوشم
    فنجون قهوه‌ام رو مینوشم
    هدفون زدم سکوتِ و شب
    شب ها دلم تنگ تو میشه
    امشب بازم مثل همیشه
    دلتنگتم پس تو کجایی
    کجایی کجایی
    حست میکنم تو خیالم تو پیشمی
    منو و اون آهنگ همیشگی
    حست میکنم تو خیالم تو پیشمی
    منو و اون آهنگ همیشگی
    بذار برات ترسیم کنم
    یه قلب یه حس یه دم تو فکرتم
    ببینمت ببینمت ببینمت
    حست میکنم تو خیالم تو پیشمی
    منو و اون آهنگ همیشگی
    حست میکنم تو خیالم تو پیشمی
    منو و اون آهنگ همیشگی

    احمد سعیدی حست میکنم

    آهنگ های پیشنهادی دیگر :


تاريخ : پنجشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳٩٥ ساعت: ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : دانلود ، آهنگ ، موزیک ، هنر



تتلیتیام ️ مرسى که هستین ما با هم رو به نوریم ٧... - پیستون پمپ | موزیک و خبر

 

 


تاريخ : دوشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩٥ ساعت: ۳:٥٩ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها :



نگاهی بر تاریخچه پلاتینیوم گیمز؛ یکی از تاثیرگذارترین استودیوهای صنعت بازی

 

 

  • نگاهی بر تاریخچه پلاتینیوم گیمز؛ یکی از تاثیرگذارترین استودیوهای صنعت بازی

    پنج سال پیش، از «آتسوشی اینابا»، یکی از موسسین استودیوی Platinum Games خواسته شد تا نظرش را درباره پیش بینی های شوم غربی ها نسبت به وضعیت صنعت بازی در ژاپن شرح دهد.

    وی در پاسخ گفت: «به نظرم دلچسب نیست که مردم توسعه دهندگان ژاپنی را کنار یکدیگر قرار داده و به عنوان گروهی واحد در نظر می گیرند. صادقانه بگویم، فکر می کنم چنین چیزی یک شوخی است. این مردم چه می دانند؟ همانطور که هزاران توسعه دهنده افتضاح ژاپنی وجود دارد، هزاران توسعه دهنده افتضاح غربی هم وجود دارد. کنار هم قرار دادن این استودیوها، سبب گمراهی می شود.»

    نقطه نظر اینابا شاید بسیار گسترده باشد اما بر این موضوع هم دلالت دارد که «پلاتینیوم گیمز» مثل هر استودیوی توسعه دهنده معمولی دیگری نیست؛ فارغ از محلی که در آن واقع شده است. با این همه، پیش بینی ها چندان هم غلط نیست. صنعت بازی ژاپن دائماً در حال تغییر است و طی سال های اخیر، ضمن سوق یافتن به سمت پلتفرم های موبایل، از تجربه کلان بودجه کنسولی، که پلاتینیوم گیمز در آن تخصص دارد فاصله می گیرد.

    همه این مسائل شاید توضیح بدهد که چرا طی سال های اخیر، پلاتینیوم گیمز جایگاه خودش را به عنوان تعیین کننده استانداردهای صنعت ژاپن تثبیت کرده و شعار «تسخیر جهان به عنوان سفیر ژاپن» را تکرار می کند.

    مدیرعامل این استودیو، تاتسویا مینامی در پستی به مناسب ده سالگی پلاتینیوم گیمز نوشت: «ژاپن قبلاً صنعت بازی های ویدیویی را در سراسر جهان رهبری می کرد اما حالا احساس می کنیم که مقداری از سرزندگی خود را در سال های گذشته از دست داده است. با این حال ما از همین وضعیت برای الهام بخشی و ترغیب خود استفاده می کنیم. ما به نبرد ادامه می دهیم.»

    چه کار دیگری می توان کرد؟ پلاتینیوم گیمز یک استودیوی متخصص است و این تخصص، به بازی های اکشن و به صورت دقیق تر، به بازی های مبارزه ای باز می گردد. از میان ۱۰ بازی عرضه شده در طول ۱۰ سال، تنها بازی نقش آفرینی ژاپنی Infinite Spae و شوتر بی نظیر Vanquish در این دسته بندی جای نمی گیرد. برای درک چرایی این مسئله، باید بدانیم که پلاتینیوم گیمز از کجا آمده است.

    misc_platinumgames-w600

    پلاتینیوم گیمز توسط برخی از کارمندان سابق کپکام و به صورت دقیق تر، افرادی که در استودیوی نه چندان خوش اقبال Clover فعالیت می کردند شکل گرفت. Clover یکی از استودیوهای داخلی کپکام بود که با هدف گرد هم آوری برخی از مستعدترین سازندگان عناوین پیشین تشکیل شد و از اعضای Team Viewtiful بهره می گرفت؛ تیمی که زیر نظر هیدکی کامیا روی بازی Viewtiful Joe در سال ۲۰۰۳ کار کرده بود.

    Clover کارش را با ساخت نسخه دنباله Viewtiful Joe و چند عنوان اسپین آف شروع کرد و در همین حال، شاهکارهای واقعی را هم توسعه می داد. در سال ۲۰۰۶ بود که دو عنوان Okami -احتمالاً زیباترین بازی ساخته شده تا به امروز- و نیز God Hand -بازی بی نظیری که سبک درگیری یا Brawl را احیا کرد- به بازار آمدند.

    هیچ یک از دو بازی فروش خوبی نداشتند و به همین جهت، کپکام تصمیم گرفت تا تغییراتی در Clover ایجاد کند. اما در عوض، آتسوشی اینابا، هیدکی کامیا و شینجی میکامی کمپانی خاص خود را بنیان گذاری کردند که SEEDS Inc نامیده می شد و خیلی زود، با کمپانی ODD Ltd تاتسویا مینامی ادغام شد تا پلاتینیوم گیمز شکل بگیرد.

    مینامی یکی از تهیه کنندگان کپکام بود که اگرچه در Clover حضور نداشت اما با وضعیت بغرنج تیم همدردی فراوان می کرد. و این بازه زمانی پیچیده به نقطه ای بسیار جالب منتهی می شود: تولد ده سالگی پلاتینیوم گیمز که در واقع باید در ماه اکتبر ۲۰۱۷ جشن گرفته شود.

    پلاتینیوم گیمز سالگرد ده سالگی خود را براساس تاریخ تاسیس ODD توسط تاتسویا مینامی در فوریه ۲۰۰۶، جشن می گیرد و نه براساس ادغام ODD و SEEDS در اکتبر ۲۰۰۷٫ در این میان، شاهد یک بازه زمانی سه ماهه بسیار جالب هستیم: SEEDS در آگوست ۲۰۰۶ تاسیس شد، God Hand در سپتامبر ۲۰۰۶ عرضه گشت و در اکتبر ۲۰۰۶، هیئت مدیره کپکام به تعطیلی استودیوی Clover رای داد.

    این مسئله که پلاتینیوم گیمز ریشه تاسیس خود را در فوریه ۲۰۰۶، یعنی پیش از عرضه Okami یا God Hand و نیز جدا شدن برخی از مستعدترین کارکناش از کپکام، می داند حقیقتی جالب را به همراه دارد. این موضوع نشان می دهد که بازیکنان اصلی پلاتینیوم گیمز، از مدت ها قبل برای جدایی از شرکتی که به ساخت دنباله ها علاقه وافر داشت و در مقابل IP های جدید مقاومت می کرد، برنامه ریزی کرده بودند؛ اما این برنامه ریزی سبب نشد تا دو عنوان نهایی آنها برای کپکام، هر یک شاهکاری بی بدیل نباشند.

    jpg-w600

    یکی از چیزهایی که احتمالاً از همان اول درباره پلاتینیوم گیمز خودنمایی نمی کند، شخصیت ستیزجویانه اعضای اصلی آن است که حتی گاه در ادب و شوخی های غیرطبیعی مینامی هم بروز می نماید. به همین دلیل است که پلاتینیوم گیمز ۵ بازی نخست خود را در همکاری با سگا، یکی از رقبای کپکام ساخت، دفترش را در اوساکا (جایی که مقر کپکام در آن واقع است) بنا کرد و به ساخت بازی هایی روی آورد که کپکام در آنها تخصص دارد.

    نخستین بازی پلاتینیوم گیمز Madworld نام داشت و در سال ۲۰۰۹ برای Wii عرضه شد؛ عنوانی که اندکی به God Hand تنه می زد. تهیه کنندگی هر دو بازی برعهده آتسوشی اینابا بود اما God Hand با وجود تمرکزی که روی طرفداران حرفه ای بازی های Beat-em-Up داشت، کاملاً با Madworld که با سیستم های قابل دسترس بیشتر و افکت های دیداری الهام گرفته از Sin City داشت متفاوت می نمود.

    در آن زمان، انتخاب پلتفرم بازی بسیار هوشمندانه به نظر می رسید و نه فقط به این خاطر که Wii در برخی از ژانرها با کمبود بازی مواجه بود یا از قدرت سخت افزاری بسیار کمی رنج می برد. پلاتینیوم گیمز در آغاز کار خود، به دستاوردهای بیشتری روی سخت افزار نینتندو نسبت به هرکس دیگری خارج از کیوتو رسید.

    هسته سیستم مبارزه Madworld بسیار مفرح بود هرچند که عمق زیادی نداشت؛ اما همین بازی به ما نشان داد که پلاتینیوم گیمز در حال بنا کردن ارزش های تولیدی است که ماهیت استودیو را شکل می دهند؛ استایل دیداری متمایزکننده و اجرای فنی آن به بهترین شکل، و بهره گیری از ساندترک هایی بی نظیر که با ادغام موزیک های موزیسین های ژاپنی و هنرمندان خارجی به دست آمده اند.

    بازی نقش آفرینی ژاپنی Infinite Space که چند ماه بعد طی ژوئن ۲۰۰۹ روی پلتفرم DS عرضه شد، نوعی ناهنجاری در کاتالوگ عناوین پلاتینیوم گیمز به شمار می رود. این بازی زمانی عرضه شد که هیفومی کانو، کارگردان آن دست به طراحی تجهیزات منحصر به فردی به نام Steel Battalion زده بود. Steel Battalion کنترلری ۴۰ دکمه ای بود که می توانست جان تازه ای به بازی های فضایی ببخشد و امکان کنترل یک سفینه را در اتاق پذیرایی شما میسر سازد.

    اما گرچه Steel Battalion دستگاهی فوق العاده به شمار می رفت، چشم انداز کانو برای یک بازی نقش آفرینی فضایی، به ساخت جهانی وسیع روی کارتریجی به اندازه مُهری کوچک محدود شده بود.

    Infinite Space یک نقش آفرینی خوش رنگ و لعاب است که از سیستم مبارزه ای اصیل و جهانی به ظاهر به پایان بهره می برد؛ اما در عین حال، بازی در جهانی دشوار می گذرد که با اشتباهات به سختگیرانه ترین شکل ممکن برخورد می شود. تا به امروز هیچکس و نه حتی خود پلاتینیوم گیمز قادر به ساخت عنوانی مشابه آن نبوده است.

    jpg2-w600

    نخستین بازی کلاسیک بی چون و چرای پلاتینیوم گیمز، در سال ۲۰۰۹ عرضه شد و بایونتا نام داشت؛ عنوانی که با کارگردان هیدکی کامیا توسعه یافت و وی مدعی شد ژانری که با تیمش در Devil May Cry بنیان گذاری نموده بود را از نو ابداع کرده است.

    بایونتا احتمالاً یکی از مستندسازی شده ترین بازی های تاریخ صنعت به شمار می رود و پلاتینیوم گیمز بعد از عرضه آن، تفسیری ۶۹ صفحه ای از امر توسعه در وب سایت خود قرار داد که کوچک ترین جزییات را هم شرح می داد. این مستندات هم بسیار حیرت انگیز هستند و هم نشان می دهند که پلاتینیوم گیمز تا چه حد روی تولید بایونتا، که نخستین عنوان HD استودیو به شمار می رفت، سرمایه گذاری کرده است.

    بایونتا به زعم بسیاری، کماکان پرچمدار بازی های مبارزه ای سوم شخص به شمار می رود. بزرگترین ابداع بازی، گیم پلی روانی است که از صدها مکانیک کوچک تشکیل شده. امکان نگه داشتن آمار کمبوها بعد از جاخالی، اشکال گوناگونی که می توان به دشمنان هجوم برد و حرکات تمام کننده شخصیت اصلی هنگام مبارزه با باس فایت که می تواند به شکستن کنترلر منجر شود، همگی سبب شدند تا بایونتا عنوانی بی نظیر تلقی شود که باز هم جا برای پیشرفت داشت.

    اما چنین موفقیتی و ساخت بهترین بازی در یک ژانر را باید چگونه ادامه داد؟ مسلماً با ساخت بهترین بازی ممکن در ژانری دیگر یا به عبارت واضح تر، ساخت بازی شوتر سوم شخص Vanquish توسط شینجی میکامی در سال ۲۰۱۰٫

    رزیدنت اویل ۴ که آن هم توسط میکامی توسعه یافته بود، تاثیری چشمگیر روی شوترهای سوم شخص گذاشته بود. با این حال، بازی Gears of War به صورت خاص، با اعمال تغییراتی در سیستم کنترل، حرکات و مکانیک هایی روان تر در اختیار گیمر می گذاشت؛ هرچند که ساخته استودیوی Epic از مشکل رایج بازی های مشابه رنج می برد و گیمر دائماً در سیکل شروع مرحله، کشتن خیل عظیم دشمنان از نقطه ای خاص در محیط و ادامه ماجرا رنج می برد. Vanquish وارد صحنه شد تا این مشکل را اصلاح کند.

    Vanquish کنترل شخصیت به نام «سم گیدن» را در اختیار گیمر قرار می دهد که از لباسی مخصوص بهره برده و تمام نیروهای لازم برای از میان برداشتن دشمنان را در اختیار دارد؛ حتی قابلیت آهسته کردن زمان، هرچند که در برابر گلوله های دشمنان بسیار آسیب پذیر است. اصلی ترین ابزار گیمر در Vanquish، حرکت است: سیستم کاور در این بازی، صرفاً فرصتی کوتاه برای تنفس در مبارزات سهمگین و سپس حرکت به نقطه ای دیگر به شمار می رود؛ بنابراین یک سطل زباله قرار نیست از شما در برابر ارتشی از ربات ها محافظت کند.

    jpg1-w600

    Vanquish یکی دیگر از بازی های پلاتینیوم گیمز است که همچنان در ژانر خود منحصر به فرد تلقی می شود. کافی است نگاهی به لیست بازی های شوتر سوم شخص عرضه شده طی ۶ سال گذشته بیندازیم تا متوجه شویم که هیچ یک حتی اندکی به Vanquish نزدیک نشده اند.

    عدم عرضه مجدد بازی روی کنسول های نسل هشتمی یا پی سی نیز اجحافی بزرگ در حق دوست داران آن به شمار می رود. گفتنی است که بعد از اتمام بازی، شینجی میکامی به نخستین بنیان گذار پلاتینیوم گیمز تبدیل شد که این استودیو را بدرود گفت و استودیوی Tango Gameworks را تاسیس کرد.

    تاتسویا مینامی می گوید: «آقای میکامی همیشه می خواست که مدیر خود و توسعه دهنده خود باشد.به عنوان یکی از موسسین استودیوی تولید شماره ۴ کپکام و Clover، او احساس می کرد در قبال بازیسازانی که تا آن روز با آنها همکاری داشت مسئولیت دارد. وقتی Clover تعطیل شد و پلاتینیوم گیمز شروع تاسیس شد، او به افرادی که با آنها همکاری کرده بود متعهد ماند تا بازی دیگری به کمکشان بسازد.»

    «ما همیشه در این باره صحبت می کردیم که بعد از [ساخت بازی] چه می شود. او می خواست کارهایش را در محیطی به انتخاب خود پیش ببرد و کمپانی خودش را بسازد. ما همیشه به صحبت می پرداختیم و به محض اتمام Vanquish، این همان کاری بود که کرد. ما احترام زیادی برای آقای میکامی قائل هستیم و کارهای او را به شدت تحسین می کنیم.»

    کیفیت خروجی های پلاتینیوم گیمز، سگا را متقاعد ساخت تا با امضای پنجمین قرارداد ساخت بازی موافقت کند. این بازی، Max Anarchy نام داشت و نیمه-دنباله ای بر Madworld به شمار می رفت که روی بخش چندنفره تمرکز فراوان داشت. در ژانری که لزوماً با قابلیت های چندنفره سازگاری دارد، Max Anarchy توانست مدهایی بی نظیر با نقشه های فوق العاده را ارائه دهد.

    اما بازی با مشکلی بزرگ مواجه شد: هنگام عرضه، سگا که از عرضه بازی ضعیف دیگری نگران شده بود، سرمایه گذاری روی تبلیغات Max Anarchy را بی اهمیت تلقی کرد و به همین جهت، بسیاری از ایده های خوب گیم پلی از چشم بسیاری از گیمرها دور ماندند.

    metal_gear_rising-w600

    احتمالاً اتمام همکاری پلاتینیوم گیمز با سگا، چندان جای تعجب نداشت. این همکاری در سال های نخست، کمک شایانی به استودیو کرده بود اما بعد از فروش ضعیف عناوین و رفتار سگا با Max Anarchy (به همراه پورت بحث برانگیز بایونتا روی پلی استیشن ۳) هر دو طرف احتمالاً از قطع ارتباط با یکدیگر خوشحال شدند. این تغییری بزرگ برای پلاتینیوم گیمز طی سال های پیش رو به وجود آورد و ضمن توسعه عناوین انحصاری برای پلتفرم های مختلف، به ساخت بازی های لایسنس شده منجر شد.

    اولین مثال، واضح ترین آنها است: Metal Gear Rising: Revengeance. اگرچه پلاتینیوم گیمز تشکیل شده بود تا روی IP های اصیل کار کند، سری بازی بسیار محبوبی همچون Metal Gear بسیار وسوسه انگیز بود و از سوی دیگر، بعد از بروز مشکلات مختلف، هیدئو کوجیما به این نتیجه رسید که تنها استعدادهای پلاتینیوم گیمز قادر به نجاتش هستند.

    پلاتینیوم گیمز پروژه ای را به دست گرفت که هرطور به آن نگاه کنیم، از منظر طراحی به مراحل پیچیده ای رسیده بود، سپس به به توسعه بازی حول محور تکنولوژی پیشرفته آن ادامه داد و روی ارائه عنوانی با محوریت ژانر Beat-em-Up تمرکز کرد.

    شخصیت رَیدن یکبار دیگر به عنوان نینجایی سایبورگ در Revengeance ظهور کرد و چنان استایل بی رحمانه ای به خود گرفته بود که به راحتی شخصیت های اریجینال سری متال گیر را کنار می زد. در نهایت، MGS: Revengeance عنوانی بسیار زیبا و متفاوت از آب درآمد که هسته گیم پلی ای بسیار سریع را با داستانی درباره پادآرمان شهری نابود شده به دست گروهی نظامی را در هم می آمیخت.

    کوجیما تنها شخص برجسته ای نبود که به توانایی های پلاتینیوم گیمز توجه نشان داد. این استودیو با نینتندو نیز قراردادی را بر سر عرضه دو بازی انحصاری The Wonderful 101 و Bayonetta 2 با نینتندو امضا کرد. Wonderful 101 بازی بعدی هیدکی کامیا در مقام کارگردان به شمار می رفت و رویکردی بسیار عجیب در قبال بازی های رایج سوم شخص اکشن را در پیش گرفت.

    گیمر کنترل گروهی از قهرمانان کوچک را به دست می گیرد و ضمن جمع آوری قهرمانان بیشتر با پیشروی در گیم پلی، می تواند متحدشان کرده و با استفاده از گیم پد یا آنالوگ راست، آنها را به اشکال مختلفی مانند شمشیر، چکش و غیره در بیاورد. گذشته از این مکانیک، که دسترسی سریع به هر یک از سلاح ها را فراهم می آورد، گیمر می تواند حمله کند، جاخالی داده و حملات را بلاک نماید.

    jpg3-w600

    اما این پس زمینه و استایل هنری Wonderful 101 است که آن را متمایز می سازد؛ قهرمانانی آینده نگرانه از حومه شهر که همزادهایی شیطانی و بیگانه دارند و نوعی کیفیت پیکمین-گونه به بازی بخشیده اند. این عنوانی است که از بطن خیال پردازی خالص برخاسته، دشواری های مراحل به مرور زمان بیشتر می شود و تغییر دائمی سلاح ها، به ذات ثانویه گیم پلی تبدیل می گردد.

    بعد از این، یوسوکه هاشیموتو که تنها کارگردانی یک بازی را در کارنامه خود داشت، مسئولیت چالش برانگیز ساخت دنباله ای برای بازی نسبتاً بی نقص Bayonetta را برعهده گرفت. وی به این نتیجه رسید که باید مکانیزم مبارزه با بهبودی چشمگیر به درخشش هرچه بیشتر ادامه دهد و در عین حال، بایونتا ۲ از تکرارپذیری بالایی نیز برخوردار باشد. بایونتا ۲ شاید شمایلی تکراری داشت، اما با تکرار نبوغ نسخه نخست، باز هم به موفقیت رسید.

    پلاتینیوم گیمز اخیراً به توسعه عناوین لایسنس شده برای اکتیویژن روی آورده است و دو عنوان Legend of Kora و Transformers جزو آخرین بازی های آن به شمار می روند.

    هر دو بازی، به روشنی از تغییر مسیر استودیو از سوی ساخت IP های نو به سمت عناوین لایسنسی حکایت دارند اما درک این مسئله چندان سخت نیست؛ چرا که برخی از IP های جدید استودیو فروش خوبی نداشته اند. از طرف دیگر، رونمایی از بازی TMNT و عرضه آن هم نشان می دهد که ارتباط با اکتیویژن، نقشی مهم در آینده استودیو خواهد داشت.

    از دیگر پروژه های پلاتینیوم گیمز می توان به Star Fox Zero برای کنسول Wii U اشاره کرد که چندان در جلب توجه مخاطبان موفق نبود و ضمناً این استودیو، بازی Nier: Automata را نیز به سفارش اسکوئر انیکس در دستور کار دارد. پلاتینیوم گیمز همچنین عنوان انحصاری Scalebound را برای کنسول اکس باکس وان در دست توسعه داشت که متاسفانه چندی پیش کنسل شد.

    keyvisual_sb-w600

    در مجموع، چنین بازی هایی نشان می دهد که کمپانی مورد اشاره طی ده سال اخیر، شهرت زیادی در زمینه بازی های اکشن سوم شخص برای خود دست و پا کرده، هرچند که چند بازی نقش آفرینی ژاپنی تحسین برانگیز مانند Infinite Space و Okami را نیز به دست مخاطبان رسانده است.

    یکی از مسائل رایج درباره تاریخچه پلاتینیوم گیمز -فارغ از چند استثنا- فروش کم عناوینی بوده است که با توجه به کیفیشان، استحقاق فروشی بهتر را داشته اند. در برخی موارد، مانند بازی های انحصاری Wii U، این مسئله اهمیتی ندارد چرا که هزینه توسعه کاملاً برعهده سازنده پلتفرم است.

    اما این مسئله جای تاسف دارد که بسیاری از گیمرهایی که می توانستند عاشق بازی های پلاتینیوم گیمز شوند، هیچوقت عناوین آن را تجربه نکرده اند؛ ضمناً آینده استودیو به عنوان شرکتی مستقل نیز به همین گیمرها وابسته است. هر چقدر که می خواهید کپکام را سرزنش کند، اما این کمپانی ژاپنی به خوبی می داند که چطور فروش بازی هایش را تضمین کند.

    این مشکل البته مسلماً جنبه های دیگری هم دارد. پلاتینیوم گیمز چندان در گذشته روی پلتفرم های مختلف و در همکاری با ناشران خوش شانس نبوده است.

    اما چیزی که واقعاً بعد از ۱۰ سال اهمیت دارد، این است که پلاتینیوم گیمز همچنان به نبرد خود ادامه می دهد، مسئولیت برخی از بهترین بازی های ویدیویی تاریخ را برعهده دارد، کماکان مستقل باقی مانده و بازیسازهایی جوان که روزی می توانند سوپر استار های تازه صنعت بازی باشند را تربیت می کند. این گزینه آخر، می تواند میراث بزرگ پلاتینیوم گیمز برای صنعت بازی های ژاپنی تبدیل شود.

    منبع
    این برنامه از وبسایت اپل اپ قابل دانلود و معرفی گردیده است


تاريخ : دوشنبه ٢٧ دی ،۱۳٩٥ ساعت: ۱:٥۸ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها :


صفحات سایت


پيوندهای روزانه
امکانات وب